السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
111
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « أَوْ زِدْ عَلَيْه » ) * به معناى كمتر از نصف و بيشتر از آن است « 1 » . و در الدر المنثور است كه عسكرى در كتاب مواعظ از على ( ع ) روايت كرده كه فرمود : از رسول خدا ( ص ) پرسيدند معناى * ( « وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا » ) * چيست ؟ فرمود : حروفش را واضح بگويى ، و چون خواندن شعر صداى خود را ترجيع ندهى نه مانند بحر طويل يكسره باشد و نه مانند شعر پاره پاره ، وقتى به عجائبش برمىخورى در آنجا بايستى ، ( و با تكرار آن ) دل را به حركت در آورى ، و زنهار ! همتتان اين نباشد كه زودتر به آخر سوره برسيد « 2 » . مؤلف : نظير اين معنا را كلينى در كافى به سند خود از عبد اللَّه بن سليمان از امام صادق از على ( ع ) به اين عبارت نقل كرده كه فرمود : يعنى حروف آن را واضح بگوييد ، و مانند خواندن شعر ، به صوت خود ترجيع ندهيد ، و مانند ريگ ، درهموبرهمش مكنيد ، بلكه با ( تكرار ) آياتش دلهاى مبتلا به قساوت را از قساوت تهى كنيد ، و هم هيچ يك از شما اين نباشد كه زودتر سوره را تمام كنيد « 3 » . و در همان كتاب است كه ابن ابى شيبه از طاووس روايت كرده كه گفت : از رسول خدا ( ص ) پرسيدند كداميك از مردم قرآن را بهتر مىخوانند ؟ فرمود : آن كس كه وقتى تلاوتش را مىشنوى احساس كنى كه او از خدا مىترسد « 4 » . و در اصول كافى به سند خود از على بن ابى حمزه روايت كرده كه گفت : امام صادق ( ع ) فرمود : قرآن نبايد به سرعت خوانده شود ، بلكه بايد ترتيل شود ، پس وقتى به آيه اى برمىخورى كه در آن سخن از بهشت رفته ، همانجا بايست و از خداى عز و جل درخواست بهشت كن ، و چون به آيه مربوط به دوزخ مىرسى از خدا بخواه تا از آتش پناهت دهد « 5 » . و در مجمع البيان در معناى ترتيل از ابى بصير از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : ترتيل آن است كه در آن مكث كنى و صوتت را نيكو گردانى .
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 377 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 277 . ( 3 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 449 ، ح 1 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 277 . ( 5 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 452 ، ح 2 . ( 6 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 378 .